آرادآراد، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

آراد قلب مامانی

من خوشگلم!!!!!

 اراد با كلاه حموم  مدل زبون رو  داشته باشین  . شیرین کاریه ها!!!!!!!!!     اينجا خيلي شوشولو ام   وقتي كوچولو بودم با روسري مامانم ميخوابيدما   باور نميكني؟     ماشاالله  ايندا  شوشولو ا مااااااااااااااااااا   با من دوست ميشين؟   نداه تن نوش داره کاشم!!!!!    (نگاه کن موش داره کاسم)   هاپو  باو  شيل   )  ( معني  :  سگ  گاو  فيل          چهار یار با وفا    اراد عاشق ماهيهاييه كه حاجي بابا از دريا...
25 ارديبهشت 1390

شرکت در مسابقه

کد ٩٣   متن ارسالی از : آراد قلب مامانی اراد يعني فرشته بعد از اينكه فهميديم ني ني ما پسر هست چند ماه تحقيق كرديم بالاخره يك ماه مانده به تولد ني ني مون اسم اراد رو براش انتخاب كرديم به اين دلايل: 1- معني فرشته تدبير و مصلحت 2- متانت اسم كه تا پيري هميشه و هيچ وقت خجالت زده ي اسمش نشه 3- تك بودن اسم كه زياد تو بورس نيست 4- اصيل بودن اسم 5- تلفظ نزديك با اسم بابا جون و داييهاش حامد حميد وحيد اراد ...
24 ارديبهشت 1390

گردش

روز تعطیل و کار مردا که تمومی نداره طبق معمول بابایی مشغول نون در اوردن و من و مامان تصمیم گرفتیم که پیاده روی امروز بریم کوه هم فال و هم تماشا البته کوه که نه تپه سیاهداران جای قشنگیه  وتازه خیلی سرسبز و چشم نوازه  از خونه ما تا اونجا کلی راهه . ارادم پیاده بردم اونجا کلی ذوق میکنه راه میره و موقع راه رفتن دست چپش رو تا اندازه سرش بالا پایین میاره خلاصه کلی هم لپاش به دلیل کشیدن بیش از اندازه ی عابرین پیاده افتاده بگذریم کم مونده بودیم که به بالا برسیم نشستیم برای استراحت حالا رو به جنگل نشستیم و ناگت گوشت برا اراد پختم و دادم دستش تا بخوره شنیدیم که میگه  : "آقای گوزن عیا نادت دوشت بخور  اقای گوز...
24 ارديبهشت 1390

تشکر

امروز بابا اینا بچه ها رو برده بودن اردو. برا اراد ی بلوز سفید با راه راه نارنجی  سیاه  و کمی  سبز سوغات گرفته     مرسی بابایی ...
24 ارديبهشت 1390

بوو و

نشسته بودیم و داشتیم گوجه پوست میکردیم شما هم داشتین گوجه میخوردین که یکدفعه صدای ضجت سکوت خونه رو در هم شکست با داد میگفتی :مامانی حاجی بابا بوو و شده اولش چیزی نفهمیدم  از اونجایی که  به هر کدوم از انگشتات اسم یکی از اعضای خانواده رو گداشته بودی متوجه شدم که انگشت  اشاره ی چپت رو داری فوت میکنی و میگی حاجی بابا بوو و شده منم به جای فوت اول یدونه بوس و بغل گنده ازت گرفتم  بعد انگشت حاجی باباییت رو فوت کردم دورت بگردم  قیافه ی اون لحظه هات هیچوقت یادم نمیره عزیزم تا زمان مرگم بهترین روز های زندگیم مال زمانیه که با توآم  نمیخوام بینمون اینقدر وابستگی ایجاد بشه چون جدایی خیلی سخته پسر ناز...
22 ارديبهشت 1390

نوشته هايي از دكتر شريعتي

سخنانی از دکتر علی شریعتی : 1.زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت .  2. ترجيح ميدهم با كفشهايم در خيابان راه بروم و به خدا فكركنم تا اين كه در مسجد بشينم و به كفشهايم فكر كنم. 3. آنجا كه چشمان مشتاقی برای انسانی اشك می ریزد،زندگی به رنج كشیدنش می ارزد. 4. خدایا تقدیر مرا خیر بنویس آنگونه که آنچه را تو دیر می خواهی من زود نخواهم و آنچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم.  5. برایت دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیردهر آنچه را که خدا را از تو می گیرد.  6. اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری.  7. سرمایه های هر دلی حرف...
14 ارديبهشت 1390

اینم پسر مامی تو سن 22 ماهگی

 ماشاالله   سلام اینم عکس آراد جون   مامانه         با ماشینی که باباییش از دبی براش خرید و ۱۰ دقیقه   بیشتر کار نکرد چون آراد خان خرابش کرد .امروز ۲۴ بهمن ۸۹ ارادم مریض شده کمی صداش گرفته و خلت داره و شدیدا" سرفه میکنه.غروب بردمش دکتر، دکتر ش هم خیلی آراد رو دوست داره به من گفت آفرین خیلی خوب به بچه رسیدی هم از نظر تربیتی همم جثه.دیگه نمیدونست که معلم اصلیش حاجی بابای آراده که ی روز بدون هم نمیمونن.خلاصه به آراد با زور شربت هاش رو میخورونم.تازه اراد دیروز ی جمله 4 کلمه ای درست کرد.هم...
14 ارديبهشت 1390

پیچ در پیچ

خلاصه بعد از چند روز گرفتاری اومدم از یک طرف عمل بابا روز شنبه ۷اسفند دندون در اوردن اراد وخلاصه تولد اراد وبعد تولد جنجالی دایی در روز ۱۳ ام.دوس ندارم زیاد توضیح بدم از دیروزم که کمر بابا وحید و حاجی بابا افتاده به درد و هر دو تو رختخواب خوابیدن .اصلا حوصله توضیح ندارم پسر نازم
14 ارديبهشت 1390